حکم اقرار فرد مست و بیهوش

حکم اقرار فرد مست و بیهوش

میلاد کریمی

حکم اقرار فرد مست و بیهوش

در مقاله حکم اقرار فرد مست و بیهوش در خصوص اقراری که برخی از افراد انجام می دهند احکام متفاوتی وجود دارد که در این مقاله بیان نمودیم.همچنین اقرار فردی که خواب است یا اقرار فرد بیهوشی که در اثر تزریق ماده بیهوشی هذیان می گوید و فردی که به حکم قانن سفیه است و محجور،حکم خاصی دارد که در این مقاله از آن بحث نمودیم.

 

 

اقرار مقر در خواب، مستی و بیهوشی

بیان حکم این موارد در قانون، قسمت قصد مقر آمده است که در خصوص قصد مقر باید بیان نماییم که مقرباید حتماً قصد داشته باشد و در صورتی که قصد نداشته باشد و مثلاً مجنون باشد یا کودک باشد قصد او پذیرفته نخواهد شد و افراد خواب یا بیهوش یا کسانی که هذیان می‌گویند یا در مستی به سر می‌برند نیز ۱۶۸ قانون مجازات اسلامی اقرار آن ها را نپذیرفته است 

 

منظور از اقرار با اکراه چیست؟

 ماده ۲۰۲ قانون مدنی بیان می دارد که اکراه اعمالی است که برای احراز رایط آن عرف درنظر گرفته می شود. درواقع برای این که اکراه محقق شود باید شرایط اکراه شونده بر روی هر فرد باشعور و سالمی انجام شود او را نسبت به جان مال یا آبروی خود و عزیزانش تهدید نماید و از مهم ترین شرایط آن این است که این تهدید قابل تحمل نباشد اما این قابل تحمل نبودن باید در عرف اثبات شود یعنی آن چه که در عرف قابل تحمل نیست را در نظر می‌گیرند. 

همچنین در خصوص فرد اکراه شده معیارهای مهمی مانند سن فرد اکراه شده در مقاسه با سن اکراه کننده و  شخصیت و اخلاق آن ها و مرد یا زن بودن اکراه کننده و اکراه شونده هم اهمیت بسیاری دارد همچنین ماده ۲۴ قانون مدنی نیز بیان نموده است که تهدید طرف معامله نسبت به همسر او پدر و مادر یا فرزندان او باعث می‌شود که معامله اکراهی شود و به دلیل این که از لحاظ اکراهی فرد رضایت قلبی ندارد معامله باطل می‌شود.

 

مشاوره تخصصی به صورت تلفنی، متنی و آنلاین با وکلای مجرب هموکیل

 

مثال برای اقرار از روی اجبار و اکراه

فرض کنید بازپرس یا ضابط پرونده به متهم بگوید که در صورتی که به جرم اقرار نکنی تو را خواهم کشت یا خانواده‌ات را به زندان خواهم انداخت یا اطرافیانت را دستگیر می نماییم که در این زمان متهم ناچار شود برخلاف حقیقت اقرار به جرم نماید یا او را شکنجه نمایند تا به دروغ اعتراف کند که این امر اقرار از روی اکراه است پس درصورت اثبات اکراه مقر به اقرار او ترتیب اثر داده نمی شود.

 

اقرار سفیه و ورشکسته

سفاهت نوعی حجر است که به معنی عدم توانایی قوه تمیز و تشخص مسائل مالی می باشد یعنی فردی که سفیه است عقل معاش ندارد و نمی تواند امور مالی را مدیریت نماید.بعد از صدور حکم حجر برای این فرد باید برای اوقیم در امور مالی تعیین شود. 

 

مواد قانونی در خصوص اقرار سفیه

ماده ۱۷۰ قانون مدنی در خصوص رشد بیان می‌دارد که اگر کسی سفیه باشد و حکم حجر او اثبات شده باشد اقرار او پذیرفته نخواهد شد البته اقرار شخص ورشکسته نسبت به امور کیفری نافذ می‌باشد ولی در خصوص اقرار ضمان مالی ناشی از جرم، اقرار او قابل پذیرش نیست .

پس مطابق ماده ۱۲۶۳ اقرار سفیه در خصوص مسائل مالی معتبر نمی‌باشد.ماده ۱۲۰۸ نیز بیان نموده غیر رشید فردی است که در امور مالی خود قابلیت دخل و تصرف نداشته باشد چنین فردی اقرار نمودن در خصوص مسائل مالی را نمی‌توانیم از او بپذیریم. 

ماده ۱۲۰۸ قانون مدنی بیان می‌دارد که غیر رشید فردی است که نمی‌تواند در حقوق مالی و اموال خود تصرفات عاقلانه داشته باشد پس سفیه چون نمی‌تواند تشخیص دهد که ارزش مال چیست نمی‌تواند تصرفات منطقی و عقلانی نیز در مال داشته باشد پس اقرار او در موارد مالی پذیرفته نیست.

 

 

تاثیر انواع سفاهت در قانون کیفری

اقرار سفیه در امور کیفری دو دسته هستند یک دسته از امر کیفری که مرتبط با امر مالی نیست مثل توهین و تهدید وسفه در آن دسته از  امور کیفری که هر کاری کنید باز هم عجین با امور مالی است و در واقع امور مالی یکی از ارکان بزه می‌باشد. 

مثل کلاهبرداری که اموال فرد قربانی موضوع جرم می‌باشد و حکم به رد مال داده خواهد شد یا در اختلاس که موضوع جرم اختلاس مال و اموال می‌باشد و در واقع میزان آن در میزان مجازات موثر است پس در موارد تعدد اختلاس میزان مال مورد اختلاس در تعیین مجازات کلاهبردار و همچنین جزای نقدی که او باید بپردازد موثر می‌باشد.

 

آیا در رویه های قضایی اقرار سفیه نافذ است یا خیر؟

 در خصوص این امر رویه ‌بدین صورت می‌باشد که در صورتی که از لحاظ مالی پرونده با جزئیاتش اثبات نشود همچنین چون امر کیفری امر غیر مالی است سفیه نسبت به آن می‌تواند اقرار خود را بیان نماید ولی نسبت به میزان آن نمی‌تواند و نسبت به آن چه که از اموال دولت برداشته است قدرت فهم ندارد ماده ۱۷۰ قانون قانون مجازات اسلامی نیز این امر را در خصوص اختلاس و مجازات آن حکم می‌دهد کلاهبردار حکم ۱ تا ۷ سال بیان حبس بیان می‌کند و در خصوص رد مال مجازاتی نمی‌گذارد .

چرا که رد مال مجازات نیست بلکه ضمان ناشی از جرم است که کلاهبرداری شده است و سفیه نمی‌داند که ارزش مال چه مقدار است در نتیجه اقرار او به جزای نقدی یا موارد دیگر پذیرفته نخواهد شد.

 

 

اقرار بیمار مبتلا به آلزایمر

 باید بدانید که در خصوص افرادی که دچار بیماری آلزایمر یا همان فراموشی هستند زمانی که حکم حجر در خصوص این افراد صادر می‌شود حکم سفاهت را دارد پس درخصوص مسائل مالی این فرد سفیه محسوب می شود و قضات چنین بیان می‌نمایند که چون فرد دارای آلزایمر نمی‌تواند قیمت اجناس را به یاد بیاورد پس قدرت تصرف در امور مالی خود را نخواهد داشت. 

فلذا از تصرف در امور مالی خود منع شده است پس زمانی که در خصوص مسائل مالی سفیه اطلاعاتی دهد یا اقراری نماید این اطلاعات و این اقرار موثر نمی‌باشد و در خصوص فرد آلزایمر نیز رویه به همین شکل است.

 

نتیجه گیری

به دلایلی که در فوق اشاره نمودیم توجه نمایید درصورت وجود هریک از موارد فوق نمی توانیم اقرار مقر را بپذیریم و درصورت عدم رعایت این اصل و صدور رای بر اساس اقرار افراد فوق توسط قاضی، او متخلف محسوب می شود.